شاهنومه آخرش چیه؟

سهراب قالپاق می دزده، رستم سُرنگی
شده...
با دستِ کی دنیامون به این قشنگی شده؟
غروبا توی میدون حراجِ تهمینه هاس.
زالِ قصه لبِ جوب بازم خمارِ دواس.
کاوه هر روز با قمه باج از مردم می گیره.
افراسیاب به جرمِ لوات تو حبس اسیره.
فردوسی واسه مردم عریضه می نویسه،
با دستی که می لرزه، با چشمایی که خیسه...
شاهنومه آخرش چیه؟
کی می گه آخرش خوشه؟
وقتی که شب سیاوشو
به جرمِ عشقش می کُشه!
ضحاک عوض شده با جراحیه پلاستیک.
نمی شه اونو شناخت حتا از خیلی نزدیک.
حتا وقتی که عکسش رو بیلبورده تو میدون.
با یه لبخند شبیهِ ملائکِ آسمون.
مغزِ من و تو شامِ مارای شونه هاشه!
از قصه خط می خوره هر کس برده ش نباشه...
کی می دونه آخرِ این شاهنومه چی می شه،
وقتی سیمرغ از پرواز جا می مونه همیشه؟!
شاهنومه آخرش چیه؟
کی می گه آخرش خوشه؟
وقتی که شب سیاوشو
به جرمِ عشقش می کُشه!
ارسال نظر
[ بازگشت ]
|