www.yaghma-golrouee.com

سه شعر اينترنتی

«ماتريکس من و تو»

بعد از ما
پیج های عاطلمان باقی می مانند
در یاهو 360
چون روح های سرگردانی
که با خود حمل می کنند
چمدانی لبریز خاطره را...

بعد از ما
ایمیل های فراوانی برایمان فرستاده می شود
از آشنایان بی خبر،
همکلاسی های قدیم،
شرکت های تبلیغاتی،
لاتاری های یک میلیون دلاری حتا
با خبر برنده شدن...
و ایمیل باکسمان
- چون سگ ولگردی
که از باز کردنِ قوطی کنسروی زنگ زده عاجز است-
توان خواندن آن ایمیل ها را نخواهد داشت...

بعد از ما
تا همیشه منجمد می شوند
کلماتمان
در وبلاگ هایی که این بار
صاحبانشان هک شده اند...
اما دوستت دارمی
که با ایمیلی مخفیانه برای تو فرستادم
با مرگِ اینترنت هم
از بین نمی رود!



«...و اينترنت آفريده شد»

همیشه زیر سبیل زنده گی کردیم
زیر سبیل کورش کبیر،
زیر سبیل نادرجهان گیر،
زیر سبیل تاب داده ی شاه عباس،
زیر سبیلِ نداشته ی آغا محمد خان،
زیر سبیل قزاقی رضا شصت تیر،
و زیر سبيل های کوتاه شده از بالای لب
به قیچی مذهب!
زیر این سبیل ها عاشق شدیم،
کتک خوردیم،
ترانه نوشتیم...

برای ما
زیر سبیل و زیر هشت
فرقی با هم نداشت
و اینترنت آفریده شد
در هشتمین روز خلقت
تا با هم به سخن درآییم
آمال و آوازهای هم را بشناسیم
و عشق را
بیرون از مدار بسته ی بستر تجربه کنیم!

پاسبان ها و موبدان
حق ورود به این سرزمین را ندارند
و عاشقان،
بی گذرنامه هم
شهروند افتخاری آنند.
نه حکومت امپریالیسم،
نه دیکتاتوری پرولتاریا...
شعارهای انقلاب فرانسه
تنها در این سرزمین اجرا می شوند
برابری،
برادری،
آزادی...
و برای ما
که منع شده ایم از شنیدنِ هم
و از اجتماع بیش از یک نفر
آرمان شهری جز اینترنت مقدر نیست...

در این جا می توانم دوست بدارمت
بی هراس هرکس و ناکس!
می توانم عشق تو را بلند بند فریاد بزنم
و آن قدر در پیراهنی رکابی
دور میدان آزادی بگردم
تا سرم گیج برود
و عقده های عتیقه ام را بالا بیاورم،
تو هم جنگل معطر موهایت را به آفتاب بسپار
تا برآورده شوند تمام آرزوهایی
که در پس طاقه های پارچه پنهان بودند!

اعتراف می کنم
به بدوی بودن خود و همنسلانمان
- اما اینترنت را چه دیده ای؟ـ
شاید اگر جعبه رنگ وینزوری
به دست آن انسان عصرسنگ
که گاوی را بر دیواره ی غارش کشید می دادند
چیزی می کشید
که سالوادوردالی را وادار می کرد
از عجز
گلوله ای در شقیقه ی خود بنشاند...

شاید ما هم حماسه ای تازه آفریدیم
و کاری کردیم جهان،
به جهان مجازی ما ایمان آورد!
اینترنت را
چه دیده ای؟!




«آرزو... »

کاش کیبورد رایانه ی تو بودم
و می بوسیدم پیوسته سرانگشتانت را
هنگام نوشتن نامه های اداری،
ایمیل های روزانه،
حتا هنگامی که
ایمیل عاشقانه ای از مرا
ناخوانده
Delete می کردی...

می توانستنم ای کاش
شبانه باز کنم پنجره ی ویندوز کامپیوترت را
و از درون مانیتور
قدم به اتاق تو بگذارم
به تماشایت
که خفته ای با دستانی گشوده در بستر
چون شیوا
ایزدبانوی باروی هندویان...

آرزو می کنم ماوسی بودم
که نوازش دستان تو را حس می کند
بر چهره ی خود
وقتی صفحه های google را
به دنبال یافتن چیزی ورق می زنی...

تمام آرزوهای من
در حول و حوش تو می چرخند!
دخترشایسته ی پیج های 360
که هکرهای سرتا سر جهان،
سال هاست به شکستن قفل ِ قلبت
از پشت رایانه های خود برنخواسته اند!




ارسال نظر
نام: *
شهر:
کشور:
ایمیل: *
وب سایت:
متن: *
کد امنیتی: *


وارد کردن گزینه هایی که با * مشخص شده اند الزامی است

[ بازگشت ]

 

Copyright © 2006-2010 Yaghma Golrouee All Rights Reserved