www.yaghma-golrouee.com

حرفای توی تاکسی

اتاقکِ یه تاکسی، کرایه کش، دربستی...
اینه همون فضای آزادی که می خواستی؟!

تو تاکسی که می شینیم، همه یه پا رستمیم.
می بریم و می دوزیم، شهرو به هم می زنیم.
یک سره حرف می زنیم، حرفای صدتا یه غاز.
جمله های فلسفی، حرفای غیرِ مجاز:
«ـ گوجه فرنگی شده کیلویی رؤیا تومن!»
«ـ می گن تو این هفته باز ماهواره جمع می کنن!»
«ـ حراجِ آبِ خزر چاره ی مشکل بوده!»
«ـ می گن یه دانشجو هم بینِ اراذل بوده!»
«ـ شنیدم که چهارتا ویلا توی کیش داره!»
«ـ آقا! این حرفا بسه... راننده تَه ریش داره...»

اتاقکِ یه تاکسی، کرایه کش، دربستی...
اینه همون فضای آزادی که می خواستی؟!

چونه هامون گرم می شه، تو تاکسی که می شینیم.
چه حرفایی می زنیم، چه خوابایی می بینیم.
گلایه ها می کنیم، همیشه از این و اون
جوکای تازه می گیم واسه از ما بهترون:
«ـ کاشکی منم یه آدم توی فلسطین بودم!»
«ـ دیشب سه ساعت و نیم تو صفِ بنزین بودم!»
«ـ توی میدون دنبالِ آستین کوتاه می گردن!»
«ـ باید آقازاده بود واسه پول پارو کردن!»
«ـ من شنیدم که حتا بن لادنم همین جاس!»
«ـ بازم مثلِ همیشه، کار کارِ انگلیساس...»

اتاقکِ یه تاکسی، کرایه کش، دربستی...
اینه همون فضای آزادی که می خواستی؟!




ارسال نظر
نام: *
شهر:
کشور:
ایمیل: *
وب سایت:
متن: *
کد امنیتی: *


وارد کردن گزینه هایی که با * مشخص شده اند الزامی است

[ بازگشت ]

 

Copyright © 2006-2010 Yaghma Golrouee All Rights Reserved